دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شکستِ آفتابِ کوچه بدبختی بود... ، نه ... بن بست بدبختی بود که به خاطر پوشاندن وضع فلاکتبارش سقف فلاکت بارتری به رویش کشیده بودند ! و مشتی خانواده ی گمنام در این بن بست زندگی می کردند . تنها زینتِ این بن بست یک چراغ برق تصادفی بود که پاره ای از شب ها بن بست را اشتباها روشنی می بخشید ... تا این که یک شب جلوی دیدگان بچه های بن بست، ولگردی بیگانه چراغ برق تصادفی را با تیر کمان شکست ... و بچه های بن بست زار زار گریستند... و کوچکترین آنها دوید به طرف خانه شان که ... آخ مادر ... آفتاب ما را شکستند...

1391/06/01 - 11:43 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)