چه مهربان شده دوباره چشمانت،ای نگارمن... به سان پرنده ای که به نزد صاحبش بازگشته ،دوباره نرگس چشمانت از آن من شده اند... گمت کرده بودم در آن همه شلوغی و ازدحام ... و باز هم سفری آغاز شد... و باز هم معجزه ای شد برایم و برایت از جانب حضرت دوست... چه سخت بود هنگامه ای که بودی اما بودنت را توان دیدن نداشتم که تو خود میدانی چرا؟!!! و چه شیرین است اکنون،قصه اعتماد و باور... یارا! بیا و نجوا کن در گوش هایم،دوباره آهنگ عشق را،با طنین دلنشین کلامت... دلم دوباره پرواز میخواهد... پروازی از جنس عشق و وصال...