دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

hamid reza
hamid reza
hamidreza6420

تنهایی از چشمانت می چکد دنبال یک نفر می گردی یک طناب یک درخت یک دهلیز و ریشه هایت از هم دور می شوند انگشتانم را پیدا می کنی درحلقه های دیگری چشمانم را درچهره های بهتری دامنم را... لبهایم ... پیراهنم ... و هیچ خطی دستهای مرا ازگذشته ات جدا نمی کند دیوار در تنم فرو می رود و موهایم پیچکی که در گلدان گل می کند بیادم نمی آوری گنجشکها مغزت را جویده اند فکر کن! من شاه بلوط خانه تو را آب داده ام تو چهار پاره های کهنه مرا به باد! یادت نیست! چکمه های بلند که می پوشیدم می گفتی در سرت پرنده ها دارند رژه می روند حالا، هر وقت، زمستان گنجشکها آواز بخوانند سربازی می شوم که سان می بیند.

1391/06/02 - 02:58
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)