دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يه روزدوتاخانومه داشتن باخاطرات لاغريشون واسه هم افه ميرفتن،اولي گف:من انقدلاغربودم که هروقت ميرفتم حموم مامانم سرچاهوبايه چيزي ميبست که توش نيفتم!دومي گف:اينکه چيزي نيس من يه بارآلبالو رو با هسته اش قورت دادم همه ميگفتن زري خانم حامله اي؟

1391/06/04 - 20:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)