دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شقایق
شقایق
shaghayegh24

سال دوم دانشگاه ترم 4 [!] من که حس شیرازیم خعععلی گل کرده بود اصن یک درصد هم حس نداشتم که بخوام لباس خوابگام رو با لباس رفتن به دانشگاه عوض کنم(خوابگاه ما با محل تحصیل توی ِ ی ِ محوطه بزرگ بود) فقط یِ مانتو پوشیدم با مغنعه.... شلوار اسپرت سفید رئال مادریدی ( بگم طرفدار رئال نیستم ) و به جای کفش هم یِ دمپایی خاکستری کهنه ِ رنگُ رو رفته انداختم جلو پام رفتم دانشگاه... کلاسمون ساعت دو تشکیل میشد با ی استادِ مرد [!] منم که همیشه جللللووووو می شستم این دفعه اصن یادم رفته بود با چه وضی ظاهر شدم بدون توجه رفتم جججلو اولین ردیف نزدیک به استاد نشستم ..خلاصه تا استاد اومد داخل کلاس به من نیگاه کرد که من فقط اب نشدم و نرفتم زیز رمین واسه اینکه به من ضد حال بزنه گفت پاشو بیا کنفرانس .... هرچی من با ایما و اشاره به استاد می گم استاد استاد ..... استاد اصن هیچ منو ضایع کرد ولی بعدش کلی خندیدم با دوستام

1391/06/04 - 23:17 در جوالدوز
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)