توبودی که درسراشیبی سقوط دستم راگرفتی وبه اوج بردی وپناه هم دادی وازگزنددشمنان ودوستان دیوصفت نجاتم دادی آنگاه که من احساس تنهایی می کردم واافکار شیطانی عذابم میداد تودرکنارم بودی وبه تمام دردلهایم گوش می دادی ومرا راهنمایی می کردی. باوجود تو روزهای تلخم راشیرین سپری کردم چون تورادرکنارم احساس کردم وحال امروزهم تو برایم سرنوشتی دیگر نوشته ای چه آن تلخ چه شیرین باتمام جان می پذیرم چون میدانم تو برایم بهترین را می خواهی وتو تنها مرادرک میکنی ودرتمام سختی ها وخوشیها درکنارم هستی ولحظه ای مرا تنها نمی گذاری وهمیشه ناجی ام هستی .پروردگارابازهم می گویم عاشــــــــقانه دوســـــــــــــــتــت دارم وتـورا ســـــــــجده خــــواهم کرد
1391/06/05 - 18:30 در
عاشقانه زیستن

14 سال و 29 روز و 20 ساعت و 34 دقيقه قبلممنون
14 سال و 28 روز و 3 ساعت و 19 دقيقه قبل