دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو خونه تنها بودم... بابام زنگ زد و خبر بد... صدای گریشو شنیدم... تو عمر 18 سالم اولین باری بود که گریشو دیدم... بی اغراق میگم...رفتم بیمارستان... جسدش رو تخت بود... تلافی این اواخرو کردم... این اواخری که قدرشو ندونستمو دیر به دیر بهش سر میزدم... اینقد بوسیدمش...

1391/06/06 - 03:56
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)