دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آتشی زده در دل من به خدا از برای دلم شده درد و بلا جدایی تو نشسته به راه تو دل نگرانم بهار جهان بی تو گشته خزان نه برق امیدی نه نور نویدی نه صبح سپیدی در این شب غم به جان زده آذر فراق تو دیگر دلم شده یک سر لبالب غم غمینم و تنها به خلوت شبها شکسته دلم را جدایی تو چو شعله لرزان چو آتـــــش سوزان شرر زده بر جان جدایی تو شاعر: بهادر یگان

1391/06/06 - 11:10
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)