دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضا22
علیرضا22
alireza_babaee22

هروقت چشمم به پنکه می افته یاد اول دبستان می افتم که تو اولین روز بغل دستیم به جای سلام گفت بگو پنکه منم گفتم پنکه در جواب گفت : شورت بابات تنگه و بعد اونقدر خندید که گوزید و وقتی عمق فاجعه رو فهمید لحظه ای بنفش شد و بعد از شدت گریه عر عرش هوا رفت و من توی تمام این مراحل با این چهره تنها در این تفکر بودم که چرا شورت بابای من تنگ است و تنگ بودنش با پنکه چه علت دارد

1391/06/06 - 13:09
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)