سلام کودکی ام/ خاطراتم سلام کاج خشک گوشه پنج دری انگار دو قرن است ندیدمت می بینی تو کاجی وموریانه ها روی تن من خالکوبی کرده اند اما هنوز دلم خوش است به کوچه های کاهگلی به راه رفتنهای جاهلی اگر به دانه عشقی تهمت را دادند من دل خوشم که آزادم پرنده قفس تو چرا برایم/وای وای میکنی مشق کودکی ام گویا تو حرفی داری جریمه های کودکی دو دست ویک پا بالا تو چه حرفی داری آه گلوی آغشته به خون شاه غلام از اتهام حرفی دارد گریه های گلنساء از مرگ شاه غلام حرفی دارد ساعت شنی روی رف ساز دف گویی حرفی دارند همه حرف دارند اما قصه همیشه ناتمام است ودهانها گل گرفته کودکی ام تو هم حرف داری