دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ziba
ziba
eshghe_atashin

@✿.•*´BITA ✿.•*´من همان فرهادم تو همان شیرینی... نفسم باران داشت تو خودت می دانی آن زمانی که لبم می لرزید تا بگویم که خداحافظ عشق تا ببوسم شانه های محتاجت که هم اینک ز طلوع پایانم ... نفسم باران داشت تو خودت می دانی وقتی از عمق دلم ها کردم توی مشتی انگشت که نگیرد نبض دلتنگی من که نگیرد لرزش ایام غروب... نفسم باران داشت تو خودت می دانی وقتی در آغوشم گرمی عشقت بود ولی از بوی نم بارانم سردی روز غروب فریاد داشت ... کاش هر جا که روم برگردم سینه ام بوی تو را خواهد داشت تا زمانی که در کنج غروب پنهانم کاش این خاطر من به دلت رنگ زند که هم اینک در راهم

1391/06/06 - 22:02
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)