دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزگار بدی برای زنهاست .ریشو می بینی، می ترسی ...لباس روی شلوار می بینی، می ترسی ...ژیگول می بینی، می ترسی ...ماشین مدل بالا از کنارت رد می شه تو خیابون، می ترسی ...ماشین قراضه رد می شه، می ترسی ...موتوری با اون نگاه کثیفش از کنارت ویراژ می ده، می ترسی ... کنار خیابون یه پیرمرد نشسته تو سایه درخت و با همون عینک ته استکانیت نگاهت می کنه ، می ترسی ... کنار خیابون یه دسته مرد وایستادن و مثل گرگ نیگات می کنن، می ترسی ... سوار تاکسی و کرایه ایی هم بخوای بشی،حتی اگه جلو هم بخوای بشینی که راحتتر باشی، می ترسی ...مانتوی روشن بپوشی بیای تو خیابون از نگاه بعضي مردا ، می ترسی ...عینک آفتابی می زنی میای تو خیابون از نگاههایی که دنبال چشمهای اون زیر هستن، می ترسی ...با دوستات می ری بیرون تو کافی شاپ که باید دود سیگار بخوری اگرم بری پارک، از مردهای بیکار پارک، می ترسی ...از پدری که دست پسر کوچکش رو گرفته و از کنارت رد می شه و تیکه ایی بارت می کنه و به پسرش نگاه می کنه و می خنده،از هر دوشون، می ترسی ...از نگاه آدمها تو پمپ بنزین، ترافیک،و... می ترسی

1391/06/07 - 16:12 در چهار راه
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)