دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پدر: «دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی» پسر: «نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم.» پدر: «اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است.» پسر: «آهان اگر اینطور است، قبول است.» پدر به نزد بیل گیتس می‌رود و می‌گوید: پدر: «برای دخترت شوهری سراغ دارم.» بیل گیتس: «اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند.» پدر: «اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است.» بیل گیتس: «اوه، که اینطور! در این صورت قبول است.» بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود: پدر: «مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم.» مدیرعامل: «اما من به اندازه کافی معاون دارم!» پدر: «اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!» مدیرعامل: «اوه! اگر اینطور است، باشد.» و معامله به این ترتیب انجام می‌شود. نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید، اما باید روش مثبتی برگزینید.

1391/06/07 - 17:41
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)