دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی از شعرام که خیلی دوسِش دارَم ...( نمیدونَم شاید چون تو اوجِ احساسات نوشتمش بیشتر از بقیه نوشته هام دوسش دارم ... )

1391/06/08 - 00:56 در آلبالو نوشت...
28 ديدگاه
آلبالو خانومیツ

سایه ها درگذرند
و تو انگار هنوز
با شبِ تیره یِ من همسفری
و من اینجا تنها
اوجِ بودن ها را
به صلیبِ یادها میفِکَنَم
و چه سخت است هجومِ تنِ تو
که در عریانی این ثانیه ها
به هم آغوشی او مینِگَرَد
و من اینجا تنها
با تمامِ یادها میشِکَنَم...
چه کنم تصوریَت
طرحِ چشمانِ مرا آلوده ...

14 سال و 21 روز و 15 ساعت و 9 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

این شعر هم بنا به قولی که بهت داده بودم سجاد جان : )
@سجاد

14 سال و 21 روز و 15 ساعت و 9 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

مرسی طاهره جونم
مرسی شانی :*
لطف دارین

14 سال و 21 روز و 15 ساعت و 3 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

نیاز به تعریف نداره....
فوق العاده بود....منم اینجوری مینویسم ... ولی مال شما عالی بود...

14 سال و 21 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

واقعا انرژی گرفتم با این دیدگاه ها
مرسی امید سایه عزیز خوشحالم که خوشتون اومد خوشحال میشم نوشته های شما رو هم بخونم

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 59 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

قبلا ؟! تو وبلاگم یا همین جا ؟ قبلا گذاشته بودمش و یادم نبود ینی

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 58 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

خواهش میکنم تعارف نمیکنم...واقعا قشنگ بود...
چشم حتما میزارم توی سایت ....

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

جالبه ! شعر بالا هم کارِ خودمه . این کیه که داره نوشته های منو کپی میکنه به اسم خودش ؟ اونم عینِ نوشته های منو ! حتی پی نوشتامو از تو وبلاگم برداشته!

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 55 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

کپی پیست و لینک میدن اسم این کار دزدیه ...

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 52 دقيقه قبل
سجاد

نمیشناسمش.
آلبالو من فقط می خونم ی سری هم به اینجا بزن جالبه:
[لینک]

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبل
سجاد

لینک دوم ی سایت جالبه ک هرکی شعری داره میزاره .. همه اونجا شاعر نو پا هستن. راه پیشرفتی برای آلبالو

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 42 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

که دوباره کپی شه نوشته هام ؟ : | خوبه که جز چند تا بقیه نوشت هامو نذاشتم تو نت ... چون با یه ناشر واسه چاپش صحبت کرده بودم میترسیدم قبل چاپ کپی شه ...
واقعا اعصابم خورد شد

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبل
سجاد

بله متاسفانه! ..
من توانایشو ندارم واسه چاپ اما کم داستان ننوشتم. هیچوقت به نت نمیدم ... مگر نوشته های کوتاه و ساده ک تو پروفایلم هست..
واسه این چیزا اعصاب خورد نکن

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

میگم سجاد جالبه حتی این پی نوشت دومم رو که اسم خودم رو آورده بودم هم تغییر نداده
+دلم یه شعر نگینی میخواد! یه چیزی که هجوم احساسات منفیم رو از بین ببره و بیاره رو کاغذ! ولی انگار جز یه مشت واژه های بی معنی که کنار هم قرار میگیرن هیچ چیز رو کاغذ نمیاد!

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبل
سجاد

نوشته هات خیلی پختس . . ادامه بده این راه رو

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

منم به اصرار دوستام رفتم واسه چاپ . اینقدر نگران بودم که حتی هنوز جرات نکردم برم پیش ناشره.فقط باهاش صحبت کردم و قرار گذاشتم!

14 سال و 21 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبل

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)