دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک شب به یاد چشمت در گوشه ای نشستم اون وقت به احترامت چشم به گریه بستم همچون نسیم و رویا بود آن هوای مستت نازک بود از حریری آن نازهای دستت سوگند به پاکی عشق پیمان و عهد بستیم آن شب سکوت لب را با بوسه ای شکستیم هرچند که بوسه هایت بوی هوس ندارد لیکن بر این لب من احساس را برآرد آن نام تشنه ات را سیراب گر نکردم شرمنده ام زرویت که اجتناب کردم ....

1391/06/12 - 21:51 در حرف دل
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)