عشق وجود ندارد ! به تازگی به این نتیجه رسیده ام... آن چه عشق می نامیمش...یا کشش جسمانی ست.. یا نوعی اشتراک در برخی عقاید و باورها... هر کدام از این ها که مخدوش شود ، دیگر از یاد می بریم که زمانی چگونه سر از پا نشناخته در طلب "او " بی تاب بودیم ! جالب این که عمر این به اصطلاح عشق ها..به ماه هم نمی کشد ! حتا گاهی به هفته ! به راحتی می روند... نه شاید به راحتی...ولی می روی ! و اندک زمانی نمی گذرد که هیچ نشانی از آن همه طلب و خواستن باقی نمی ماند ! عشق های ساعتی ! برای نسل ما جا نیفتاده ... و عشق های گروهی ! این که در یک زمان به چند نفر دل بسپاری و همه را فر یب بدهی... ولی...نسل ما اندکی هوشیاری دارد که عشق را از فریب تشخیص دهد ! خدا را شکر ! این امتیاز را هنوز با خود داریم... نتیجه این که : از عشق و عاشقی دست شسته ایم ! زندگی آرام ..بدون اضطراب و تشویش ایده آل ماست ... دوستی را برتر از این گونه عشق ها می دانیم... هزاران بار !