دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خستگیِ سینهٔ ما را خیالت مرهم است / ای به هجران خسته مارا، خسته را مرهم فرست / یوسف گم گشتهٔ ما زیر بند زلف توست / گه گَهی ما را خبر زان زلف خم در خم فرست / ... !

1391/06/13 - 12:56 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

ما به غم خو کرده‌ایم، ای دوست ما را غم فرست
تحفه‌ای کز غم فرستی نزد ما هر دَم فرست

جامه هامان چاک ساز و خانه‌هامان پاک سوز
خلعه‌هامان دَرد بخش و تحفه‌هامان غم فرست


چون به یاد ما رسی دستی به گرد خود برآر
گر همه اشکی به دست آید تو را، آن هم فرست

خستگی سینهٔ ما را خیالت مرهم است
ای به هجران خسته مارا، خسته را مرهم فرست

یوسف گم گشتهٔ ما زیر بند زلف توست
گه گهی ما را خبر زان زلف خم در خم فرست

زلف تو گر خاتم از دست سلیمان در ربود
آن بر او بگذار وز لعلت یکی خاتم فرست

رخت خاقانی در این عالم نمی‌گنجد ز غم
غمزه‌ای بر هم زن و او را بدان عالم فرست

خاقانی

14 سال و 18 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)