دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌ دو چشمم را می بندم به روی جهان تا شوم فارغ،زپستی جهان ز آن امید می روم اندر خواب تا که بینم روی آن معشوق جان گر منور گشت عیونم در خفا بر رُخ او،سرور ماه رویان جانی تازه گیرم از روی مَهَ ش خونی تازه در رگم گردد روان در خوشی و شادی و عشق و صفا می شوم حتی بِه از مِی نوشان وگر آن مَه روی دلبر کرد ناز نکرد حاضر وجودش بر سَر خوان بر سر خوان و سفره ای که گستردم تا کند آشکار خودرا،آن ماهِ نَهان عُیونم خون فِشانند و دو گوشم کر شود قاصِر زبان و جانم بی جان می رسد آن همه آمال و رویا برای جان بی جانم به پایان

1391/06/13 - 16:31
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)