دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

tamana
tamana
tamanabaran

پدر گرامی هر شب ساعت 8 شب از جلوی در اتاق بنده با یه لیوان چایی رد می شه و به سمت اتاق خودش می ره , در بین راه به من می گه چایی می خوای ؟ من با خوشحالی در حالی که اشک شوق تو چشام جمع شده می گم : بللله ! می گه : خوب برو بریز بعد میخنده و سرشو تکون میده و میره ! کلا همش در حال حالگیری از من هستش!!! valaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

1391/06/16 - 11:14
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)