دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خون می چکد ز ناله ی بلبل درین چمن / فریاد از تو گل، که به هر خار خو کنی / دل بسته ام به باد، به بوی شبی که زلف / بگشایی و مشام مرا مشکبو کنی / اینجاست یار , گم شده گِرد جهان مگرد / خود را بجوی سایه , اگر جست و جو کنی / ... ! [سایه]

1391/06/17 - 12:18 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

گر چشمِ دل بر آن مهِ آیینه رو کنی
سیر جهان در آینه ی روی او کنی

خاک سیه مباش که کس برنگیردت
آیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی!


جانِ تو جلوه گاه آن گَهی شود
کایینه اش به اشکِ صفا شست و شو کنی

خواب و خیال من همه با یاد روی توست
تا کی به من چو دولت بیدار رو کنی !

درمان درد عشق صبوری بود ولی
با من چرا حکایت سنگ و سبو کنی ؟

خون می چکد ز ناله ی بلبل درین چمن
فریاد از تو گل، که به هر خار خو کنی

دل بسته ام به باد، به بوی شبی که زلف
بگشایی و مشام مرا مشکبو کنی

اینجاست یار , گم شده گِرد جهان مگرد
خود را بجوی سایه , اگر جست و جو کنی

سایه

14 سال و 13 روز و 18 ساعت و 32 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)