دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چراغ قرمز شد. سرعتمو كم كردم. ايستادم. دختري با لهجه اومد جلوي ماشين. شروع به چرخوندن اسپند كرد. با كلي دعايي كه زير لبش فوت ميشد. از طرف ديگه ماشين هم يه پسر بچه صورتشو چسبونده بود به شيشه. يني من در اين حد بد شانسم.... آخه ماشيناي ديگه رفته بودن. فقط من مونده بودم و كلي بوق كه زده ميشد پشتم.

1391/06/18 - 01:24 توسط موبایل در میکده
4 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

مثلا تو پارك رفتيم داريم يه چيزي ميخوريم. همين كارو خيليا ديگه دارن انجام ميدن ولي يهو سر و كله چند نفر پيدا ميشه. آقا به ما كمك كنين. آقا 5 شبه شام نخوردم. آقا مسافرم بچم رو اجاقه. اونوقت كوفتم ميشه. دوستاني كه با هم بيرون رفتيم كاملا اينو حس كردن.

14 سال و 16 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبل توسط موبایل
دریـــا

بچم رو اجاقه! : ))))

آها.الهی..

ولی بد شانسی بازم نیستا..

14 سال و 16 روز و 2 ساعت و 1 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)