دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آه ! باز اين دل سرگشته من ياد آن قصه شيرين افتاد: بيستون بود و تمنای دو دوست. آزمون بود و تماشای دو عشق. در زمانی که چو کبک ، خنده می زد " شيرين" ، تيشه می زد "فرهاد"! نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس، نه توان کرد ز بيدردی "شيرين" فرياد .

1391/06/18 - 14:05 در درد دل ..
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)