دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قسمم دادی که هرگز فراموشت نکنم که فراموش نکنم که تو عاشقم هستی گفتی یک روز می آیی که دیر نیست به آغوشت فشردیم و رفتی در دستان جادوگری سیاه پوش عشقت را فریاد می کشیدم دوریت را می گریستم و از تنها سلاحم که داد زدن و گریستن بود بهره می گرفتم تا زنده بمانم نه من گرسنه نبودم کودکی بودم که عاشق شده بود و می خواست باردگر بابایش را در آغوش بگیرد و صدای لالایش را بشنود

1391/06/18 - 16:38
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)