دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب است و من خسته ام... آنقدر خسته ام از خود که توانم حتی نبرد مرا تا لب تخت... پاهایم سست و بی رمق... دستانم پر از رعشه ... دلم پر از غمو غصه... چشمانم... چشمانم پرآب اما جوشان نیست... از سر و رویم تنهایی میچکد.. اما دل راضیست به همین... راضیست؟ نمیدانم... دیگر با خودم هم غریبه ام.

1391/06/20 - 00:35
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)