دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با کراوات به ديدار خدا رفتم و شد بر خلاف جهت اهل ريا رفتم و شد ريش خود را ز ادب صاف نمودم با تيغ همچنان آينه با صدق و صفا رفتم و شد حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالين" را ننمودم ز تهِ حلق ادا ، رفتم و شد يکدم از قاسم و جبار نگفتم سخني گفتم اي مايهء هر مهر و وفا ، رفتم و شد تو تنت پيش خدا روز و شبان خم شد و راست من خدا گفتم و او گفت بيا ، رفتم وشد مسجد و دير و خرابات به دادم نرسيد فارغ از کشمکش اين دو سه تا رفتم و شد محمد علی گويا

1391/06/20 - 18:07
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)