دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mahsa
mahsa
mahsaaaaa

سطری از ورلن هست که هرگز بخاطر نخواهم آورد خیابانی هست نزدیک که پاهایم را از رفتن بدان بازداشته اند آینه ای هست که مرا برای آخرین بار دیده است دری هست که من آن را تا پایان جهان بسته ام در میان کتاب های کتابخانه ام (من می‌بینمش) کتابی هست که هرگز آن را نخواهم گشود در این تابستان پنجاه ساله خواهم شد مرگ می‌فرسایدم، بی وقفه.

1391/06/23 - 19:24
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)