دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن شب که سفر کردی شد شام غریبانم ...در خانه چشمانت من یک شبه مهمانم ...تو آیه امیدی تو جنس گل و نوری ...من از تو نشان دارم اما تو ز من دوری ...من با غزل چشمت تا اوج خدا رفتم ...با یاد نگاه تو سرسبز و رها رفتم ...یک دشت شقایق را از داغ دلم چیدم ...من لحظه بودن را در چشم تو می دیدم.... بر دیده من بنشین من تشنه مهتابم ......

1391/06/25 - 00:47 در بروبکس توییت
2 ديدگاه
زهره

ر دیده من بنشین من تشنه مهتابم
تو ماهی و من اما نیلوفر مردابم
من رهگذری بودم در خاطره ات اما
تو پرده نشین بودی در خلوت یک رویا

در دشت خیال من شب و بود و من و غم ها
من بی تو سفر کردم هر گوشه این غم را
با یاد تو چون ابری در پای تو می بارم
فرمان بدهد چشمت من راهی دیدارم

14 سال و 6 روز و 21 ساعت و 40 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

از من تو نشان داری ؟

اما زدلم دوری ؟

ای وای بر این غمها ...

کز دور نشان دارد !

14 سال و 6 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)