سه تا گليم بود يا بيشتر روي دوشش، نفهميدم ،سلانه سلانه مي رفت ،ريشه ها سفيد وبلند، تاب مي خوردند واگر شانه اش كمي بيشتر يله مي شد ، كشيده مي شدند روي زمين ! زير سايه درختي ايستاد، تقريبا روبه روي پنجره ي اتاقم . ديدمش كه سيگاري گيراند وبه ،ته خالي كوچه نگاه كرد .شانه را تكاني داد تاگليم ها سُر بخورند بالا . ،سيگار را انداخت توي جوي خشك آب، پابه پا كرد ودوباره سر گرداند ته كوچه، دستها كه بالا رفتند تاعرق پيشاني را بگيرند گليم ها سرخورند وافتادند . مرد پيش از اينكه دولا شود ،نگاهي به پنجره اتاق انداخت، گوشه پرده و او باهم نشستند يكي روي قاب دريچه، يكي روي نقش گليم !!!!!!!!!
1391/06/25 - 09:04 در
میکده
@... UnKnoWn ...
14 سال و 15 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبل@✘ farHad ✘
14 سال و 15 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبلزیبا بود ممنون
14 سال و 15 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبل