دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی بـاشی و تنها ، وقتی روزِ تعطیـــل بـاشد و وسطِـ بعد از ظُهر ، وقتی بدانی دوره و زمانه بــد شده استـــــــ ؛ تنهایی قدم زدن در یک کوچه ی 100-150 متریِ باریکــــ و خلوتـــــ ، در یک غروب دلگیـــــر دیگر آنقدر ها هم شاعرانه نیستــــــــ ... دائم خدا خدا میکُنی کوچه کوتاه تر شود ! چِشمت دائم به إنتهای کوچه استــــــــ همان جا که دختر بچه ای با دوچرخه اَش در حالِ بازی استــــــــ امیدوار می شوی در کنارش خانه اَست و خانواده ای و حتماً به آنجا که بِرِسی دلت قُرص می شود برای ادامه ی راه ...! چرا اینطور شـده !؟ چرا نمی شود از خلوتـــــــ و تنهایی لذّت برد ... مثلِ ســـــابِق .!؟

1391/06/26 - 21:36
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)