دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صدایی آرام در گوشم زمزمه کرد:آهای فلانی! چند کوچه بالاتر،دوستت دارن هایت را به حراج گذاشته اند حالا هی روی پشت بام خیالش جولان بده...

1391/06/29 - 01:14
3 ديدگاه
آرمان

لیلای قصه ات را کنار بید مجنون به خواب دادی...

وقتی می رفتی،بغض ترانه ام ترک برداشت،دیدی؟

اتاقم پر از دود سیگار است!

طعم تلخش را دوست ندارم،اما شرف دارد به تلخی لبخندهای ساختگی ات

در ازدحام افکاری که انتهایشان تنها به تو میرسد،

صدایی آرام در گوشم زمزمه کرد:

آهای فلانی!

چند کوچه بالاتر،دوستت دارن هایت را به حراج گذاشته اند

حالا هی روی پشت بام خیالش جولان بده...

بغض راه گلویم را بسته

اینجا چقدر سرد است!

خدایا... بغلم کن...

14 سال و 7 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)