یک مشت خاک می تواند خیلی چیزها باشد می تواند آجری شود بر یک بنا، بنای یک ساختمان، مثلا یک خانه که خانواده ای با عشق در آن زندگی میکنن بنای یک مسجد بنای یک مدرسه بنای یک زندان بنای یک آخور............یک مشت خاک می تواند خیلی چیزها باشد می تواند ریز گردی شود که ریه مردم را برنجاند حتی!................یک مشت خاک می تواند خیلی چیزها باشد می تواند بستر رشد یک جوانه ی کوچک گندم باشد می تواند بخشی از تکیه گاه ریشه های یک درخت تنومند باشد........................یک مشت خاک می تواند خیلی چیزها باشد می تواند تربتی پاک باشد برای تیمم می تواند مهر باشد........یک مشت خاک می تواند خیلی چیزها باشد یادم رفته بود.. من هم قبلا یک مشت خاک بودم مثل این.............آرام و منتظر نشسته بودم،در بی زمان و بی مکان همیشه اما عاشقت بودم، از همان بی زمانی و بی مکانی تا امروز که آدمم کردی..شریعتی در سرود آفرینش نوشته من مشتی خاک بوده ام که تو با اشک گِل ام کردی......"خاک اشک گِل آدم دل یک مشت خاک می تواند یک دل باشد دل که باشد همیشه بوی خاک باران خورده میدهد اگر ادمی باید دلت بوی خاک باران خورده بدهد این روزهای خشک