دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بی گمان ، نقش رخت از دل بی تاب نرفت چشم بیمار من از عشق تو در خواب نرفت قاصدک با دل من بی خبر از عشق ، نگفت بی سبب ، قاصدک از عشق به مرداب نرفت گفتی و چنگ زدی بر دل مجروح ، انگار آه و فریاد من از " فرش" به مهتاب نرفت سالها در پی تو بودم و از بی خبری مزدی از جانب تو بر منِ بی خواب نرفت یارب آن وقت رسیدست که با من باشی دست من گیر ، که دستم ز می ِ ناب نرفت @رها

1391/06/30 - 21:15
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)