دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سالها رفت و کسی هیچ نفهمید درد دل دیوانه ی ما را جز پارچه ی مخملی گل داری که پر از اشک شب جان فرساست سالها رفت و کسی هیچ نپرسید که چرا پنجره ها بی تاب اند و نگاه تو پس پنجره ها بی تاب است و چرا پرده ی غم های تو گاه با گریه ی بیگاه , به سر می کوبد سالها خاطر من غمگین است و کسی هیچ نگفت و کسی هیچ ندید که من از پنجره ها دور شوم دور از این دفتر شعر که در آن واژه به اندازه ی گلهای سحر و به اندازه ی هر لاله ی وارونه ی دشت پر خون است

1391/06/31 - 08:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)