دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شقایق گفت با خنده ، نه بیمارم، نه تبدارم... اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم... گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی ...نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی... یکی از روزهایی که زمین ، تبدار و سوزان بود ...و صحرا در عطش می سوخت ...تمام غنچه ها تشنه ...ومن بی تاب و خشکیده ، تنم در آتشی می سوخت... ز ره آمد یکی خسته ، به پایش خار بنشسته...

1391/07/07 - 09:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)