دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mohammad
mohammad
shabgardeneka

بیا ، نزدیک و نزدیک تر ، تا سر بر شانه های بهاریت بگذارم و تمام دلم را ببارم. دست هایم را بگیرتا برکتی آسمانی بیابیم، دلم اقلیم خداست،لبریز از خواستن،در آن قدم بگذار تا شکوه عشق را دریابی، من به تو دل سپرده ام چونان که گنجشک دلم از هر کجا که می خواهد آسمان را پرواز کند اما در آغوش تو فرود آید . بگذار برای هم باشیم ، درکنارهم ، تا کسی نپرسد از کجا هستیم .... به شهرعشق در آ ، تا کسی نپرسدمان تو از کدام دیاری من از کدام دیار دلم نمی خواهد شب ها زیرنور ماه لالایی فراق بخوانم به چشمانم نگاه کن تا صداقت بومی ام را ببینی. دلم می خواهد چشم هایم را ببندم و گوش بسپارم به تغییرات زمین ، زمان ..... وناگهان صدای پای تو..... حالا من اینجا نشسته ام و هی برای دلم نرگس می بافم که بیاویزم به در و دیوار این اتاق ، گناه تو نیست ، گناه من است که اینقدر منتظرم ... تو حرکت کن ، باران را که رد کنی من پشت آن پنجره ی باران خورده منتظر توام . بیا و دوباره برای من بخند ، وقتی می خندی دلم توفان می شود انگار باید دست هایت را محکم تر بگیرم .

1391/07/08 - 23:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)