دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواستم بیام خونه از سر کار تاکسی گیرم نیومد به دوستم زنگ زدم بیاد دنبالم...بنده خدا اومد...تا بهم نگاه کرد گفت امید....چیکار کردی با خودت باز...باز دوباره گریه کردی؟؟!! گفتم نه...گفت:من اگه ترو نشناسم که دوستت نیستم...ساعت 9:30 شب منو برد مزار گلزار شهدا ...بالای ابشار...همونجایی که هروقت دلم میگیره میرم...تا 10 اونجا بودیم....وقتی اومدم خونه دیدم آبجی کوچولوم اینقدر گریه کرده چشماش قرمز شده...دستشو گرفتم بردمش پارک...کلی باهاش بازی کردم...خندوندمش...رو چمن ها با هم غلط زدیم...آخرش رو دوشم خوابش برد...

1391/07/10 - 00:16
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)