دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حالا خدا وکیلی یه سوال دارم فقط خاطر خطیرمو مخطور کرده... حسین فهمیده میتونست نارنجکا رو پرت کنه... چرا بست و رفت زیر؟

1391/07/10 - 13:48
55 ديدگاه
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

نمیدونم ولی حکمتی داشت حتما" آخه اون فهمیدست دیگه خو اگه چیزی نمیدونست اسمشو نمیذاشتن فهمیده

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 1 دقيقه قبل
Pouya

چون الان من و شما یه درسی از فداکاری بگیریم

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 16 ساعت قبل
خاتـــــღـــــــون ツ

به اسم که استنادی نیست... مثلن اون که اسمش محموده حتما مورد حمد و ستایشه؟

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 59 دقيقه قبل
خاتـــــღـــــــون ツ

پویا جواب سوال من این نبودا... سوالم از اصل کارشه... جوابی داری؟

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 58 دقيقه قبل
ســهـــیـــل

حتما اسيد معده ش هم يه كاري كرده با تانك...

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 57 دقيقه قبل
Pouya

اگه شما تو اون موقعیت قرار داشتی همچین سوالی رو نمی کردی!
حتما اونجوری ایجاب میکرده که خودشو بندازه زیره تانک

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبل
خاتـــــღـــــــون ツ

قاتل ...
سهیل...
سارینا جان جواب قانع کننده بدید...

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبل
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

خو من شنیدم وقتی جعبه سیاهشو چک کردن شنیدن گفته حاجی تورو خدا هل نده

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبل
خاتـــــღـــــــون ツ

کار خوب اونیه که تو هر شرایطی و مکان و زمانی خوب و منطقی به نظر بیاد پویا...

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 53 دقيقه قبل
خاتـــــღـــــــون ツ

من میگم میتونست نارنجکا رو پرت کن و تانک رو منفجر کنه... در ضمن جون خودشم به خطر نمیوفتاد...

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبل
ツ سارینا ツ

حسین و دوستش در روز هشتم آبان 59 زمانی که در سنگر بودند به محاصره عراقی ها در می آیند. دوستش زخمی می شود و حسین با زحمت بسیار او را به پشت خط می رساند. حسین وقتی دوباره به سنگر برگشت 5 تانک را می بیند که به سمت رزمندگان هجوم آورده و قصد دارد همه آنها را قتل عام کند. اما این نوجوان با سن کمش در آن لحظه و با چند عدد نارنجک چه می توانست بکند؟
او می اندیشد و به این نتیجه می رسد که تنها راه این است که آنها را به هراس بیندازد؛ هراسی که آنها را وادار به فرار کند. والا تانک های غول پیکر به راحتی وارد شهر می شدند. تصور حضور آنها در شهری بی دفاع برای حسین غیرممکن بود. به همین دلیل تنها راه را در این می بیند که نارنجک ها را به کمر ببندد و خودش را به تانک جلویی برساند. همین کار را هم می کند. با نارنجک ها خودش را به زیر تانک می اندازد و انفجار بزرگی رخ می دهد. او با این کار با یک تیر به چند هدف زده بود. اولا اینکه چند نارنجک را همزمان منفجر کرده بود که در حالت عادی امکان نداشت همه با هم منفجر شوند. با این کار توانست تانک اولی را منهدم و جلوی عبور بقیه آنها را هم بگیرد. دشمن هم که تصور نمی کرد رزمندگان، تجهیزاتی داشته باشند که بتوانند جلوی تانک ها مقاومت کنند با انفجار بزرگ اولین تانک، به تصور اینکه حمله گسترده ای آغار شده است به سرعت از تانک ها پیاده شدند و پا به فرار گذاشتند. در نتیجه حلقه محاصره شکسته شد و بعد از مدتی نیروهای کمکی از راه رسیدند.

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 51 دقيقه قبل
Pouya

منم همینو میگم,من وشما تو اون لحظه نبودیم,شاید یه موقعیتی داشته که اینجوری منطقی بوده که این کارو بکنه

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 50 دقيقه قبل
ســهـــیـــل

اصن بحث نكن از الان شروع شد...
ساري اورين

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 49 دقيقه قبل
خاتـــــღـــــــون ツ

کمربند پر از نارنجکو میتونست بندازه زیر تانک ...

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 48 دقيقه قبل
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

من بابام 48 ماه داوطلبانه رفت جبهه امروز رفتم که سابقه بگیرم برا کاری خواستمش گفتن اصَن سابقه نداره

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 47 دقيقه قبل
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

تو فتح خرمشهر بوده حمله دهلران بوده و خیلی جاها بوده ولی پرونده تشکیل نداده بود

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 45 دقيقه قبل
خاتـــــღـــــــون ツ

سارینا مگه نه اینکه نارنجکا رو به کمر بسته و رفته؟

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 43 دقيقه قبل
ツ سارینا ツ

داداش عماد بابات کارش درسته اون بخاطر پستُ مقام نرفت جنگ به خاطر خدا رفت به همین خاطر نرفت پرونده تشکیل بده

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 43 دقيقه قبل
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

آره...ولی وختی بم گفت سابقه نداره هم خندم گرفت هم ضایع شدم

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 40 دقيقه قبل
Pouya

نارنجک ضامن داره نمیتونسته همرو بکشه بعد بندازه!

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 40 دقيقه قبل
ツ سارینا ツ

نمیدونم چی بگم اما مطمئنن اون بیشتر از ما میفهمیده و چاره دیگه ای نداشته وگرنه هیچکس دوست نداره بیخود خودشُ به کشتن بده...

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 40 دقيقه قبل
ツ سارینا ツ

رها جونم ممنون که همچین فرصت قشنگی رو ایجاد کردی

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبل
ســهـــیـــل

نه ره يه كم لهجه اسپانيايي و لهجه شرق اروپاست.....جون تو ..

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)