دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهر پیدا بود : رویش هندسی سیمان ، آهن ، سنگ سقف بی کفتر صدها اتوبوس گل فروشی گل هایش را می کرد حراج در میان دو درخت گل یاس ، شاعری تابی می بست پسری سنگ به دیوار دبستان می زد کودکی هسته ی زردآلو را ، روی سجاده ی بیرنگ پدر تف می کرد و بزی از " خزر " نقشه ی جغرافی ، آب می خورد . . . « سهراب سپهری » @نــازی SG

1391/07/14 - 10:33

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)