آهای تویی که سادگی ام را بهانه ی رفتنت کردی...! تغییرم دادی تا برای متغییری مثل تو ارزش قائل شوم، و برچسب ننگ به پیشانی ام زدی! هیچ به قدرتم فکر کرده ای؟ به غروری که میتواند صدها علف هرز مثل تو را زیر پا له کند! و انسانیتی که میتواند انسان تر از تو را جذب خود کند! اسمش را میگذارم حماقت. حماقت بود به توان رساندن عدد ناچیزی مثل تو ! انقضایت حتما به پایان رسیده بود که خودت راهت را کشیدی و رفتی... احسنت! و این را بدان : مجازات میشوی در زمین گردی که رویش مرا دور زدی، بی آنکه بدانی روزی به خودم خواهی رسید! حال و روزت دیدنیست...