دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مارا خواهد بُرد ...

1391/07/16 - 10:46 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
باران بهاری

در شب کوچک من افسوی

با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من دلهرۀ ویرانی ست

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم

من به نومیدی خود معتادم

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

در شب اکنون چیزی می گذرد

ماه سرخ است و مشوش

و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابرها همچون انبوه عراداران

لحظۀ باریدن را گویی منتظرند

لحظه ای و پس از آن هیچ.

پشت این پنجره شب دارد می لرزد

و زمین دارد باز می ماند از چرخش

پشت این پنجره یک نامعلوم

نگران من و توست

فروغ فرخزاد

13 سال و 11 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 42 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)