دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صنم مجددا امده بود توی اتاق الیاس و زل زده بود به او ....الیاس هم چشم هایش رفت روی صورت صنم ..قلم را مرکبی کرد و روی کاغذ چرخاند و نوشت لیلی ..مثل لیلی هایی که سروان مینوشت و ادم حیران می ماند که چقدری لیلی زیباست ............(لیلی بهانه ناگذیر)

1391/07/17 - 13:34 در از کتاب ... .
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)