در فلسطين دو درياچه هست . يکی از آنها تميز و تازه است,ماهی ها در آن
جست و خيز می کنند,سواحلش سبز و اطرافش پر از درخت است, ريشه های
اين درختان را به سمت آب امتداد داده اند تا از آب دريا بهره ای بگيرند.
رودخانه اُردن آب تميز تپه های اطراف را به درون اين درياچه می ريزد.دريا زير نور
آفتاب برق می زند.مردم خانه هايشان را نزديک درياچه بنا کرده اند.پرنده ها هم
در همان حول و حوش لانه هاشان را ساخته اند.
رود اُردن به درياچه ديگر هم مي ريزد.اما در اين درياچه نشانی از ماهي ها نمی بينيد,
نه پرندگانی که در اطراف آن لانه بسازند,و نه گل و گياهی که اطراف آن برويد,رودی که
به اين دو درياچه مي ريزد يکی است,رود اُردن,اما درياچه اول در ازای هر قطره ای که
دريافت می کند,قطره ای از خود بيرون می ريزد.اما درياچه دوم همه ی آب های دريافتی
را در خود نگه می دارد.درياچه اولی در خدمت ديگران است و زنده مي ماند و درياچه
دومی که همه چيز را در خود نگه می دارد,راکد و مرده است.