دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

EH3AN
EH3AN
EHSAN1995

روزی مجنون از سجاده شخصی عبور کرد ... مرد نماز را شکست و گفت: مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم ... مجنون لبخندی زد و گفت: من که عاشق بنده ای هستم ... تورا ندیدم تو چگونه عاشق خدایی، که مرا دیدی؟

1391/07/18 - 19:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)