مبهم است ولی پیدا نیست ابدی نیست اما گاهی به ما سر می زند وقتی تنهایم او با من است...شکل من.... با من یکی می شود و همراه من می آید به هر جا که می روم.. حتی تا لبه ی باریک دیوار برای نا امید کردن ترس.. مثل من نمی ترسد از خاطره انگیز ترین لحظه های دیوانگی آدمهای مست با من ترا می جوید در جا جای عالم وجود.. مثل من سر در گم می شود از معمای پیچیده ی نیرنگ.. مثل من بی تاب می شود در فصل انتظار.. گمانم این اندیشه ات بود.....!!! که تنها نیستم..وتنهایم کردی تو بر این باور باش...ای عزیز رفته از دست که من عمریست با سایه ی خود تنهایم... جای تو خالی نیست سایه ام جای تو باز.. همدم دیرین من است...