به چه دختر خوبی! ... اطلاعاتش رو خصوصی کرده ...با ی اسمه دیگه.... هر کار کنی من میشناسمت .... بقیه هم در آینده خواهن شناختت .... از روزی که اومدی فهمیدم خودتی ... اما تو ...!!! تو زمانی وارد زندگی من شدی که نیازداشتم به یکی که بشه بهش تکیه کرد .... اره تکیه دادم اما جنس تکیه گاهم رو نگا نکردم از شن بود ... تکیه که دادم به جایی که بتونم بلند شم فرو ریختی رو سره من ... تو همون کسی هستی که با خوبی اومدی جلو اما ...! ببین تو از هر دو رویی دورو تری .... اشکایی که ریختی این دفعه واقعا راس بود ... ینی قبلا همش دروغ بود!
خوب فهمیدی که من کیم !!!!! .... اره همونم که بازیش دادی .... جوری که زندگیش بازی شد
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبلآره گریه کن ... کاری که من نتونستم هیچوقت در بکنم ....
گریه خالی میکنه .... اما دله من هنوزم از دسته تو پره ...!
هر کسی رو میتونم ببخشم اما تو رو نمیتونم ..... تو با اینکه وضعه منو میدونستی این کارارو با من کردی ....
این کاری که باهات کردم انتقام دلم نبود که گر بود ...
این فقط انتقام کاری بود که خودت میدونی ... 3سال واستادم اما دیدم تو اصلا یادت نمیااد که من کیم ....!
ر....م به اون رفاقتت .... تو ی گربه صفتی هستی که دومی نداری ...
هر چی بهت خوبی کردم تو عکسش رو بهم پس دادی
خوب... پس کاملا الان فهمیدی که من کیم ....
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه قبلاره همونم که جوری زدی منو زمین که 3سال طول کشید بلند شم .....
هنوزم طاقت گریه هات رو ندارم ..... اما وقتی به دلم نگا میکنم !!!!!
چی کار کردی با من .... واگذارت کردم به خدا .... اما اون کاری رو که کردی رو نتونستم ازش بگذرم .... ببین تمامه بدبختیام رو تو شدی باعث
فک کردم میشه رو تو حساب کرد .... نه بابا ...
همیشه با خودم میگفتم چرا تو قلبت نتونستم نفوذ کنم ..... اما ی بزرگی بهم گفت شاید تو بزرگتر از قلب اون بودی ..... اره به این نتیجه رسیدم
به خاطر تو چه دروغایی به ملت نگفتم .... واسه تو جلوی رفیقاییم واستادم که ...
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبلاما تو ..... به راحتی گدشتی .... اشکال نداره مهناز ...
خیلی حرف داشتم بت بزنم .... اما دیدم ارزش حتی فحش دادن منو نداری تو
خیلی وقته واسم مردی ....
اشکال نداره ... من با تنهایی خودم خوشم ..... نیازی به امثال تو ندارم ......
بذار ی خاطره رو به یادت بیارم(ی دختری با مانتوی قهوه ای در خیابون بود و خواست از خیابون رد شه ..... ی ماشینی با سرعت به سمتش اومد و اخرین لحظه گرفت اونور ..... دخترک تا چن ثانیه سره جاش مونده بود ..... اره از مرگ میترسید !!!! ... چون خودش میدونست که چه کارایی کرده .... پسرک را بزرگی نصیحت کرده بود که اینکارو نکنه ..... اما اون حالا نیس .... ) پس اگر خواستی تلافی کنی من منتظرم !
استاده بازی دادن اینو از من داشته باش ...... دیدی شاگردت تونست تو رو بازی بده
خوب پس اینو گوش کن
تا شاگرد نتونه از استادش جلو بزنه علم پیشرفت نمیکنه ونمیکرد .....
خوب این نفرین نامه ی من بود با عشق تقدیم به عشق قدیمی به سبکه جدید!
@°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦° .......
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 26 دقيقه قبلشرمنده که دیدگاهت رو پاک کردم .....بت گفتم تقابل دو رویداد که یکیش سال رفیقام بود و یکیش هم این بود.....
@((¯`»._.«¦¤¦*Lena*¦¤¦»._.«´¯))
بیا اینم از حرف زدن .....این دلیل اصلی بود که میخواستم ببندم کاربری رو اینجا
صداش رو در نیاری به خاطر این کار دو روز دانشگاه نرفتم !!!!.....بازم بدونه اینکه کسی بفهمه !
فقط نپرسین که کی هس که نمیگم .....
لنا دیدی بازم چیزی نشد !
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 54 دقيقه قبلسامان! منتظر معجزه و جادو هستی!
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 28 دقيقه قبلخب با گفتن هرچیزی از غم و سنگینی حرف کم میشه
سلام.. نه... خودم معجزه هستم و نیازی به کسی ندارم.......با گفتن راز دل فقط اسمش رو از دس میده نه سنگینی رو.....الان دانشگاهم در کنار بکس جدیدمون......بیخیال تو بحرش نرو...... این پست فقط ماله خودش بود و بس.....
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 28 دقيقه قبل توسط موبایلطرف منو با خاک یکسان کرد...منم کاری کردم که تجزیه شه.....جواب خوبی رو خوبی زیادی میدم و بدی رو بدی زیادی.....البته گذشت هم هس تو کارم...اما نه ازون..!!
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 16 دقيقه قبل توسط موبایلطرف منو با خاک یکسان کرد...منم کاری کردم که تجزیه شه.....جواب خوبی رو خوبی زیادی میدم و بدی رو بدی زیادی.....البته گذشت هم هس تو کارم...اما نه ازون..!!
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 15 دقيقه قبل توسط موبایلچون دقیقا کسی بود که همه چیرو در مورد من میدونست.......اما سواستفاده کرد از حال بده من تو اون زمان.....الانم واسم داستان تعریف میکنه..... فک کرده منم باورم میشه حرفاش......
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایلچون دقیقا کسی بود که همه چیرو در مورد من میدونست.......اما سواستفاده کرد از حال بده من تو اون زمان.....الانم واسم داستان تعریف میکنه..... فک کرده منم باورم میشه حرفاش......
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایلباشه داستاناش واسه کسایی که نمیشناسنش.....
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایلاگرم دیدی تو عموم زدم به خاطر این بود که دیگه حرف خصوصی با همچین آدمی ندارم......فعلا خداحافظ
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل