مادرم اینا رفتن شمال, به بهونه ی پروژه نرفتم و زنگ زدم دوست دخترم اومده پیشم, مشغول غذا درست کردن بود و منم پای لپ تاپ, اومد تو اتاق , بش گفتم اون بسته ماژیک منو از کشوی خودم میدی عزیزم؟چند دقیقه گذشت دیدم صدایی ازش در نمیاد, برگشتم دیدم داره منو چپ چپ نگاه می کنه, میگه اینا مال کدوم خریه خریدی؟اومدم دیدم یه سرویس نقره خیلی شیک تو کشومه, گفتم عزیزم مال تو, مگه یادت رفته ؟ امروز...سالگرد اولین روزیه که با هم شام بیرون خوردیم,کلی ذوق کرد و دونه دونه به خودش آویزون کرد سرویس و دیدم تهش یه نامه هست, توش نوشته بود" تقدیم به تنها عشقم , نیوشای عزیز به مناسبت چهارمین سالگرد آشنایی "دیدم خیلی شاکی گفت چهارمین سال کثافت ؟؟؟؟؟وسایلشو جم کرد و هر چی گفتم توضیح میدم گوش نکرد و رفت1 ساعت بعد دیدم داداشم اس ام اس داده" من یه سرویس واسه نیوشا گرفتم , تو کشو تو گذاشتم , مامان جرئت نداره کشو تورو بگرده, یه تیکش کم بشه جرت میدم "..............
1391/07/20 - 14:37 توسط موبایل در
دیوونه خونه


13 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 49 دقيقه قبل