طبق معمول مامانم بابامو صدا زد که بیاد دره شیشه سس رو باز کنهپدرم بعد از کلی کلنجار رفتن نتونست دره شیشه سس رو باز کنهمادرم منو صدا زد و منم خیلی راحت درش رو باز کردم و به بابام گفتم : اینم کاری داشتپدرم لبخندی زد و گفت :یادته وقتی بچه بودی و مامانت منو صدا میزد تو زود تر از منمیومدی و کلی زور میزدی تا دره شیشه سس رو باز کنی ؟؟؟!!!!!... ... ... ... یادته نمی تونستی ...یادته من شیشه سس رو میگرفتم و کمی درش رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه ...اشک تو چشمام جم شد ...نتونستم حرفی بزنم و فقط پدرم رو بغل کردم !
1391/07/21 - 09:05 توسط موبایل در
دوره