دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب چو بوسیدم لب گلگون او ......گشت لرزان قامت موزون او....... زیر گیسو کرد پنهان روی خویش .....ماه را پوشید با گیسوی خویش ......گفتمش : ای روی تو صبح امید ......در دل شب بوسه ما را که دید ؟ ......قصه پردازی در این صحرا نبود .......چشم غمازی به سوی ما نبود ......غنچه خاموش او چون گل شکفت ....بر من از حیرت نگاهی کرد و گفت ......با خبر از راز ما گردید شب ......بوسه ای دادیم و آن را دید شب ...........

1391/07/21 - 22:08 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)