نگفتمت که این جماعت جریده با خط و رد وحشی نگاهت غریبه اند / نگفتمت که جای بوسه آلتی کریه بر دهان سرخ آتشت می نهند / نگفتمت هرآنچه گفتیو نوشته ایم کشک بود / نگفتمت نرو که رفتنت نتیجتا اشک بود / نگفتمت تو هم به گور جد خلق گشنه بخند / نگفتمت که حال کن طبیعتا میان این همه جسد بگند / نگفتمت نرو بمان کنار هم بشین به حال هم بغض میکنیم / نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم / که خر شو ، که کر شو ، که کور شو دهان را ببند ،دهان را ببند ،دهان را ببند / این چنین هوا پس است و هر که سوی خیش داره / دم نزن سکوت کن که گفتن تو نیش داره