عزیز قدر اون چیزی رو که داری داشته باش زندگی مث رنگ و قلم و تو نقاش / هر جور رنگش کنی همون جور میمونه نشه جغد شومی تو بومت بخونه / نشه سفیدیه چشمات یه روز خون بشه نشه صورت قشنگت گلگون بشه / عزیز یاد بگیر همه چی رو تجربه کنی ولی تو بعضی راها دیگه برگشتی نیس / به هر دستی که دس دادی دست تو بپا عزیز بترس از گرگای آدم نما / تن لخت تو بده به کسی که روح لختش و هدیه میده بهت و پاش می افته / عزیز بپا بکارت روحت خط نخوره این یکی پرده رو نمیشه دوخت دوباره / اگه نخونی و ندونی پس زود خام میشی سرتو بالا نیگه دار نشه رام شی / نگیر روسری روسرت و محدود شو حدود و تو تعیین می کنی زندگی یعنی / زندونی که آزادیت دست خودته مگه کوه و میشه به بند کشید عزیز